ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتاقک خاطره ها
X
تبلیغات
پیکوفایل





امکانات وبلاگ






زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه با سوسوی امیدی کم رنگ

زندگی باید کرد

گاه با غزلی از احساس

گاه با خوشه ای از عطر گل یاس

زندگی باید کرد

گاه با ناب ترین شعر زمان

گاه با ساده ترین قصه یک انسان

زندگی باید کرد

گاه با سایه ابری سرگردان

گاه با هاله ای از سوز پنهان

گاه باید رویید از پس آن باران

گاه باید خندی بر غمی بی پایان

لحظه هایت بی غم

 روزگارت آرام



سهراب سپهری

[ جمعه 27 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 00:50 ] [ امـــــین ]

وای که چقد این روزا گرمه   اصن وقتی داری راه میری تو خیابون احساس میکنی که همینجوری داری ذوب میشی میری تو زمین. ماشینو که دیگه نگو یعنی نمیشه دست به فرمون زد. خستگیم 2 برابر میشه تو گرما. دیروز 7 اینطورا بود که از کار اومدم خونه. انقد آفتاب خورده بود تو کلم که سردرد عجیبی گرفته بودم. حالا از اونطرفم گلوم درد میکرد.هیچی دیگه یه ژلوفن انداختم بالا تا ساعت 12 شب خوابیدم. پاشدم شام خوردم دوباره تا 7 صبح عینهو جنازه خوابیدم 

امروزم خــــیلی گرم بود. حین کار عرق از رو پیشونیم میچکید. اینجور موقع ها فشارم زود میوفته پایین و چشام سیاهی میره. خدا به دادمون برسه که تا آخر تابستون خــــــــــیلی مونده!

خب یکی یه کاری بکنه بابا یه نماز بارونی چیزی...  

تو سرما و برف یه جور بدبختی داریم، تو گرماشم که اینجوری!!  اصن من میخام برم اروپاااا آب و هوای مدیترانه ای میخام   والااا

میگم تو حالا فک کن اون دنیا جهنم چه خبره؟!!  البته ایشالا شما جهنمی نباشین ولی بنده از همین الان خودم رو در میون شعله های آتش می بینم و بسی خـــوف ورمان داشته است! خب همه که نباید برن بهشت آخه. ما هم یه چن سالی تو جهنم جلزو ولز میکنیم، برنزه میشیم بعد به جمع شما می پیوندیم  



ما که از سوختگانیم. نماز روزه شما قبول حق باشه ایشالا 


[ یکشنبه 22 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 21:44 ] [ امـــــین ]

چه لذتــــی داره اینکه
یه وقتایی
چشماتو ببندی و بگی:
هر چه بــــادابـــــاد!
بیخیــــــــــــال...
[ دوشنبه 16 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 20:33 ] [ امـــــین ]

یادته؟؟

میومدی اینجا

پست هامو میخوندی

لبخند رو لبت میومد..


یادته؟؟

نظرات رو یادته؟ که چه قوقایی میشد؟؟

وقتی امینکولی جوابتو میدادم؟

کودک درونمو یادته؟؟


یادته؟؟

وقتی واسم فرقی نداشتی

اینکه کی هستی و چن سالته


یادته نه؟

اینجا همیشه تک بود

خودش مطالبش رنگ و لعابش


یادته چقد میخندیدیم؟

چقد هوای همو داشتیم؟؟


دشمنامو که حتما یادته؟

اونایی که حسادت کردن

تخریبم کردن


ولی من از اتاقک دل نکندم

رفتم..

ولی برگشتم

بستم..

ولی حذف نکردم


اتاقک واسه من فقط یه وبلاگ نبوده

همین اسمش یه دنیا مفهوم پشتشه

اونموقع که انتخابش کردم تک بود


یادته من همیشه خودم بودم؟؟

بر خلاف همه کسایی که صد تا نقاب به چهرشون بود!


همه شادیا و همه غم هام

همه شکر و ناشکریام

همش اینجا بود


همیشه بهترینها رو خواستم واسه اتاقک

زحمت زیادی کشیدم واسش


دوستای خیلی خوبی پیدا کردم

بعضی هاشون انقد معرفت دارن که بعد اینهمه مدت هنوز میان و یه سرکی اینجا میکشن


ببخشین که بعضی هارو از یاد بردم

فراموشم شده کی بودن کجا بودن

رو حساب بی معرفتیم نذارین


زیاد کشیدم

.

.

از روزگار..



من دیگه من نیستم

من مُرد

من نابود شد

من ساده بود

من همه رو مث خودش میدید

من به همه اعتماد میکرد



حالا من دارم با شما صحبت میکنم

منی که من سابق نیست

منی که اومده یادی کنه از گذشتش


خوشحالم که اتاقک هست

من هستم

شماها هستین



پــــــس سلام به دوستای اتاقکی خودم.. 


 سلام 



[ یکشنبه 1 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 21:41 ] [ امـــــین ]


هوای دلم آنقدر بارانیست که دیگر فرصتی برای خشک شدن رخت های دلتنگیم نمانده است...

[ دوشنبه 7 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 18:19 ] [ امـــــین ]

   1      2    >>

.: Otaghak :.

درباره وبلاگ

خوش آمدید
آمار وبلاگ
تعداد بازدید ها: 18255