ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتاقک خاطره ها
X
تبلیغات
رایتل





امکانات وبلاگ





من از جاودانگی قطره‌های باران به اتاق کوچک خاطره‌ها کوچ کرده‌ام.
با صدای این پرستوها، همنفسِ قاصدکها شده‌ام تا تو از خستگی لحظه‌هایم با هزار قافله یاسمن مهمان چشمهایم شوی.
آن وقتها از آسمان ستاره می‌چیدی، نبض گلها بین تپش لحظه‌هایت گم می‌شد و من زیر سایه‌ی اسم تو پُر از آفتاب می‌شدم. اُرکیده در مرزهای نگاهت جان می‌گرفت و پروانه از زیر انگشتانت روی زنبقها طرح می‌خورد.
آن وقتها قبل از دلشکستگی من بود. کدام شعر را خواندی که عاشقت شدم؟
حالا میان این ثانیه‌ها دودل مانده‌ام و دلتنگ ساعتهای دلتنگی‌ام شده‌ام. یعنی هنوز خوابهایم را خواب می‌بینی؟ یعنی هنوز شعرهایم را از بادهای ترانه‌خیز دستچین می‌کنی؟
باور می‌کنی اگر آسمانت بی‌ستاره شد از ستاره‌هایم به تو می‌بخشم؟ باور می‌کنی شاپرکهایم نقاش شده‌اند و روی دیوار اتاقت نقش نرگسها را می‌زنند؟
کاش هنوز به معصومیت بچگانه‌ام می‌خندیدی. کاش هنوز دلت با نفسهایم ترَک برمی‌داشت.
حالا من مانده‌ام و شعر نگاه تو، که هنوز یک بیت از آن را هم ننوشته‌ای. کاش یک‌بار هم که شده، برای چشمهایم قافیه می‌گفتی.
کاش روزمرگی آسمانت را به شب‌مردگی ستاره‌هایم می‌بخشیدی. کاش امتداد سایه‌های پشت پنجره‌ام به تو می‌رسید.
کاش مرا بین «کاش»هایم رها نمی‌کردی.
حیف که نمی‌دانستم روزی با اشکهایم، چشمهایت را بدرقه خواهم کرد...
[ دوشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1393 ] [ 22:42 ] [ بلاگ اسکای ]
.: Otaghak :.

درباره وبلاگ

خوش آمدید
آمار وبلاگ
تعداد بازدید ها: 22855